تبليغاتX
رادیویی

رادیویی

روز جوان (ولادت حضرت علی اکبر ع)مبارک. -

 

جمعه صبح مثل هر روز برای ورزش رفتم به پارک یاد جووون و رادیو

جووون و باشگاه جووون و روز جووون افتادم گفتم برم با این ادمها یه

صحبتی کنم ازشون درباره جوون بپرسم.

رفتم سراغ یک آقای کاملا محترم و با شخصیت که تقریبا هم سن پدر پدر پدر پدر

بزرگ من بود.ازش پرسیدم به نظر شما به کی میگن جوون؟

گفت به من.

خندیدم و گفتم شما که دیگه ازتون گذشته پدر جان .حالا چرا احساس جوونی داری؟

گفت آخه تو سن 68 سالگی عاشق شدم پس جوونم که میتونم تو این سن و سال عاشقم بشم دیگه.

کلی خندیدم و تعجب کرده بودم و از اونجایی که این پدر بزرگ عزیز در اون سن سابقه عاشق

شدن و داشتن، محل و ترک کردم که خدایی نکرده دوباره این عشق و جوانی تکرار نشه.

داشتم به حرفهای پدر بزرگ عزیز فکر میکردم که به این تنیجه رسیدم که جوونی و عاشقی

یه رابطه خاصی باهم دارن.یا عاشق جوون میشه یا جوون عاشق میشه نمیدونم به اینجا که

رسیدم نتونستم بفهمم که بالاخره عشق، جوونی میاره یا جوونی ،عشق میاره.

یه کمی جلوتر یه جوانی خوش تیپ نشسته بود و بدجوری تو فکر بود رفتم جلو بی مقدمه

گفتم جوون به کی میگن؟

یه نگاهی بهم کرد (که گفتم الانه که جفت پا بپره تو دهنم) و گفت تو فکر کردی همه مثل

خودت جوونن؟بعد زیر لب یه چیزایی گفت که بی ادبیه بگم، و رفت.اینجا بود که فهمیدم

همه جوونا مثل هم نیستند.

همین طور که داشتم فکر میکردم چندتا خانوم ورزشکار در حد قهرمانی دیدم باهاشون همراه

شدم دور اول که به اشنایی گذشت. دور دوم پرسیدم نظرتون درباره جوان چیه؟

همین که اینو گفتم ا از حرکت ایستاد و شروع کرد به گفتن که:

جوون نگو که بلای جونم شده.

گفتم کی؟چی؟چرااااااااااااااااااا؟؟؟

گفت این......از وقتی به این سن رسیده حرف گوش نکردنش هم شروع شده انگار هرچی سنش

بیشتر میشه روش چند برابر میشه.پرووووووووووووووووو به جایی رسیده که تو روی منو

باباش هم وایستاده.ذلیل شده فکر کرده خیلی حالیشه.دیوونه ام کرده.خسته ام کرده .باباش سکته

نکنه خوبه و.....

همین طور داشت یه نفس میگفت که نفس کم اورد و تا اومد یه نفسی بکشه اون یکی شروع کرد:

نمیدونم تازگیا این جوونا یه جوری شدن

گفتم چه جوری شدن؟

گفت نمیدونم یه جورییییییییییییییییییییییییییییییییییی دیگه پدر ادم و در می یارن

با گفتن این حرفها بقیه هم شروع کردن بد گفتن از این جوونای بیچاره .

ورزش و قهرمانی که یادشون رفت و بعد از کلی بد گفتن از جوونای خودشون شروع کردن

پشت سر جوونای مردم حرف زدن.

منم دیدم که بحثشون گل انداخته مزاحمشون نشدم و ازشون فاصله گرفتم و رفتم رو یه نیمکت نشستم

به نتیجه گرفتن، و به این رسیدم که:

کسی که حرف گوش نکنه جووونه یا جوونی که حرف گوش نمیکنه جووونه.

جوون باید رو داشته باشه چند برابر سنش تا همه بگن اهان این جوونه!!!!

وقتی کسی ذلیل شد بدون که جوون شده.

اینکه جوون همه چی حالیشه کسی شک نداره.فکر میکنه دیگه ته ته ته پورفسوریه.

جوون یعنی اینکه بار چند صد کیلو شهامت و سه چهار تا گونی جرات و به دوش میگیره

تا بتونه تو روی پدر و مادرش بایسته درسته سنگینه اما برای یه جوون ارزش اینو داره که

بگه من جووووووووووووووووونم خودم میدونم چی کار کنم تو واسه من تصمیم نگیر.

جوون یعنی مهارت داشتن در دیوانه کردن.

جوون یعنی قاتل جون پدر.

جوون یعنی بخور و بخواب کسی بهش حرف نزنه.

جوووووون یعنی یه جوری بودن از نوع خاصش.

البته اون روز با آدمهای زیادی برخورد کردم که این سوال و ازشون پرسیدم و هر کدوم

جوابهایی دادن که خوبه بدونیم تا این جووونا رو بهتر بشناسیم.که من از شخصیت و جاومکانش

فاکتور میگیرم و خلاصه شده میگم :

جوون یعنی از من و باباش پول بگیره شارژ بخره.

جوون یعنی اکتیو بودن شاد،سرحال،شوخ دوست داشتنی.

جوون یعنی داشتن چند تا سر نترس که بتونه خطر کنه.

جوون یعنی کسی که از آرمان ها و آرزوهاش بگه.

جوون یعنی کسی که خودش همه چیو تجربه کنه سرش به سنگ بخوره.

جوون یعنی کسی که هیچکی نتونه محدودش کنه.

جوون یعنی آزادی.

جوون یعنی حرکت ،آغاز، هدف

جوون یعنی لحظه به لحظه در حال شدن(به روز شدن) و از نو شدن.

جوون یعنی بدون توقف.جستجو گر.

جوون به منم میگن که رفتم نشستم پیش چندتا پسر و بهشون گفتم میخوام درباره

جووون و جووونی کردن باهاشون صحبت کنم.برادرای عزیز هم که نه نمیگن

خلاصه یه جایی نشستم و گفتم خب شروع کنیم اولین سوال و من بپرسم که خیلی

برام سواله که چرا پدر مادرها با جووناشون مشکل دارن.یکیشون که خیلی مهربون

و خوش بین بود گفت:

من با این مخالفم که میگن خانواده ها با جووناشون مشکل دارن شاید خود من جوون هم

روزی به سن اونا برسم همین حسو نسبت به جوونم داشته باشم نگرانش باشم بخوام بدونم

کجا میره با کی میره چی کار میکنه چی کار قراره بکنه از کارش بخوام سر در بیارم

که معمولا به این نگرانی و ارزش که خانواده واسه جوونشون دارن میگن مشکل به نظر

من جوونا هستند که با خانواده شون مشکل دارن اینکه پدر و مادر نگران آینده فرزندش

باشه امر طبیعی است اما ما باید کمی درکمون و زیاد کنیم تا قبول کنیم که اونا بد ما رو نمیخوان

و به فکرمون هستند.

یکیشون که خیلی از حرفهای دوستش جوش اورده بود با عصبانیت گفت:

یعنی چی؟ این حرف چیه ؟من که دیوانه نیستم بخوام با پدر مادرم مشکل داشته باشم اگه اونا مشکلی

با من جوون نداشته باشن خب من که مریض نیستم بخوام باهاشون مشکل داشته باشم.قبول کن

جدا از نگرانی هایی که تو میگی گیر الکی هم میدن.ای بابا یکی نیست به این پدر من بگه اخه تو که

هم سن من بودی موهات تا کجا بلند بوده شلوار لی میپوشیدی پیراهنت تنگ بوده به من چی کار داری

که تا میرم خونه شروع میکنه به غر زدن که این چه شلواریه؟این چه رنگیه؟چرا موهات این شکلیه

چرا این طوری راه میری چرا اینجوری نگاه میکنی چرا اینو میخوری چرا این کارو میکنی چرا

اون کارو نمیکنی اییییییییییییی خدا اخه تو که میدونی این بابای من تو سن من چه تیپی بوده اخه این

انصافه انقدر به تیپ و قیافه من گیر بده.من جووونم دوست دارم مدل موهام این شکلی باشه دوست دارم

شلوار تنگ بپوشم اخه تو خودت وقتی پوشیدی حالشو کردی چرا به من جوون باید گیر بدی که اینو

نپوشم حال نکنم جووونی نکنم خب وقتی این طوری میگن به من جووون بر میخوره دو تا چیزم بهش

میگم اون وقت میگن جووون فلانه اگه کسی کاری بهمون نداشته باشه ما هم بیخودی صدامون بالا نمیره

قبول کن که این پدر مادرها هستند که ما جوونا رو درک نمیکنن.

نفر سومی گفت فقط پدر مادرها نیستند جامعه هم مارو درک نمیکنه.

گفتم خب همه ی حرفهای شما درسته و هم خانواده و هم جووون ها و هم جامعه که همون خانواده های

ما هستند باید رفتارشون و اصلاح کنن تا به مشکلی هم بر نخورن.

حرفهای خوبی زدن و حرفهای زیادی هم واسه گفتن داشتن اما من بیشتر نمیتونستم

پیششون بشینم که دیگه میدونی چی میشدحالا بیا و درستش کن که بابا من

 داشتم در مورد جووونا تحقیق میکردم کیه که باور کنه.

                                

تهیه شده در یکشنبه 1388/05/11زمان 1:19 نویسنده شنونده جوان

          شرح حال من

شنونده جوان(مونا )
عضو حلقه وب رادیو جوان
گروه آزاد
maryamomona@yahoo.com
www.negargare.blogfa.com
*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*.*
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی
ماست هرکس نغمه خود خواند و
از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

           امکانات وبلاگ
          پیوند های روزانه

داداشی و آبجی(نیما و مونا)
فریاد خاموش(انتظار)
صدای دیدار(نرگس)
منظومه مجنون(ستاره شب)
کوتاه اما خواندنی(غزال عبدالوند)
دل بریده(محمدرضا ستوده)
حیات(فاطمه محمدی)
من نامه(نرگس ریاحی)
حیاط خلوت(حدیثه سعیدی)
عنوان ندارد...(فرشته توحیدی)
منطقه آزاد(مریم مقنی پور)
هفت ستاره(وحیده و زهرا)
نگارگری(مونا)
تراز بی بقای خاک(فائزه)
تک مضراب جوانی(نون.الف)
وبلاگ مرکز نمایش رادیو(مرغ دریایی)
خاطرات یه من(آی کیو)
من از خودم مینویسم(مائده)
عمو پورنگ(شیوا محجل)
یادداشتهای یک جوان(آسمانی)
حلقه اتصال شنوندگان و رادیو جوان
گروه آزاد(حلقه وب رادیو جوان)
گل یاس شیرازی(زهره حسنی)
به قلم علی غلام زاده-ستاره خسروی
طرفداران خانم فرضی(آرش و الهام)
جووونی آزاد(حامد)
رادیو تهران(آیدین قدم خیر)
آزاد و رها(لیلی)
صدا از روز الست(عارفه)
صداهای اشنا(زهرا قربانی و فرشته شکوری)
قرارم آرزوست(رسول شریف)
آخرین راه(هادی شایسته)
شب روشن(علی منصور فر)
ساعت عشق...اینجا رادیو جوان(نگار ممتازیان)
هنر هفتم(امید)
خورشید بانو(رعنا شمس)
اکسیر جوانی(معصومه مقدم)
نقطه بی سر خط(امیر صبری)
بی سر و ته(مجتبی آذری)
متفاوت اما دوست داشتنی(حسین)
نسیم جوانی(ریحانه سروری)
شبرو(پویا)
آوای بی صدا(راضیه)
تکیه گاه یه عاشق(مجتبی)
عطر بارون(سارا)
دل و دلدار(سید امیرحسین مولانا)
مهر محبوب(حدیث)
جوانه های جوان(نرگس یگانه)
نشانی(نیلوفر قاسمی)
یک دوست خوب(مریم)
آرشيو پيوندهاي روزانه

          لینک دوستان

عباس محمدخانی(شبستانه)
محمد درخشنده(روزنامه دیواری)
رضا عزتی(ترانه-شعر-موسیقی)
رضا ساکی(عبید شاکی)
میثم فکری(انکار ما)
حامد مرادیان(هامش)
حامد جوادزاده(نوشته جات)
مهدی استاداحمد(به هیچ عنوان)
جلال سمیعی(و غیره ..)
مرضیه خواجه محمود(انسان نقره ای)
پورفسور(باشگاه دانشمندان جوان)
پارازیت
سفید مثل شب
سایت توپ
دکتر علیرضا امینی(فریاد ققنوس)
سارا فراهانی(یک سبد ترانه)
حمید محمدی(گوینده خبر)
علی ضیا(هستم)
فرهاد مجلسی(وصال سبز)
علی زندی فر(گوینده اخبار جوانه ها و ورزشی)
مجید زین العابدین(اهالی خبر)
میثم عبدی(کوچه باغ خیال)
سعید پور محمودی(رویای صدا)
سهیل محمودی(سر گذر)
سید حسین حسینی(یه شنونده)
نادر ختایی(آبیانه ها)
ایران صدا
رضارشید پور(هنوز)
فرامرز آرمان(کلبه مجنون)
نویسندگان رادیو تهران
هم صحبتی
حامد مشکینی(آخرین بیکران)
شاهین شرافتی(پروازشب)
مجتبی امیری(طنز دیگه!)
وحیدنیکو قدم(احتمال)
قاسم اورنگی(ساده ام ...همین)
مرتضی جنتی(هنر گویندگی)

            آرشيو وبلاگ
آرشيو تاريخي
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته چهارم مرداد 1388
هفته سوم مرداد 1388
هفته دوم مرداد 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته سوم تیر 1388
هفته دوم تیر 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته چهارم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته اوّل آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386

            لوگوي دوستان
            جستجو در وبلاگ
            آمار
            طراح قالب

RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM