بنام خدای من و تو
حتما تا حالا شنیدید که گروه برنامه ساز یک سبد ترانه عوض شده.
من قبلا هم گفتم اگر برنامه ای بخواهد گروهش عوض بشه تمام بشه
خیلی بهتر خواهد بود.شاید به احتمال خیلی زیاد اگر گروه این برنامه
عوض بشه من دیگه یک سبد ترانه رو گوش نکنم همان طور که
دیگه هفت ترانه گوش نکردم.این به این معنا نیست که گروه جایگزین
خدایی ناکرده کارشون خوب نیست اصلا منظور من این نیست همه ی
گروه های برنامه ساز رادیو جوان خوب هستند و یک روش خاصی
برای کارشون دارند که ممکنه من شنونده نپسندم خب هر کسی یک
سلیقه ای داره دیگه . اگر برنامه یک سبد ترانه تمام می شد من خیلی
خوشحال می شدم تا اینکه شنیدم گروه عوض شده.اخه دیگه چه لزومی
داره بعد از چند سال گروه یک برنامه عوض بشه خب اگه گروه قبلی
خسته شدن برنامه تموم بشه و یک برنامه جدید با یک گروه جدید
جایگزین برنامه قبلی بشه چرا این طوری.شاید دلایلی برای این کار
باشه ولی آیا نظر شنونده مهم نیست اون می خواهد برنامه رو گوش
کنه
آیا این حق رو نداره که خودش برای برنامه اش تصمیم بگیره؟
با این حساب پس شنیده شدن در رادیو جوان یعنی چی؟
اون از هفت ترانه اینم از یک سبد ترانه و دیگر برنامه ها که مشکلات
دیگری دارد که حالا بماند.
من خیلی خیلی زیاد برنامه یک سبد ترانه رو دوست داشتم و حالا
هم فعلا دوست دارم برای برنامه خیلی نامه نوشتم فکر می کنم
نزدیک به 100 نامه من برای این برنامه نوشتم که البته مادرم
با نوشتن نامه به یک سبد ترانه مخالف بود می گفت برای چی
هر هفته این همه نامه می نویسی آخرش چی می خواهد بشه
بهش می گفتم نامه هام رو می خونن تو برنامه که با نوشتن این
همه نامه فقط یکی از نامه هام خوانده شد بعد از خوندن نامه ام
در برنامه دیگه با نامه نوشتن من کسی مخالف نبود.
اواسط تابستان 30 تا نامه برای یک سبد ترانه نوشتم که بیشتر
شعر بود آخر تابستان هم آقای عزتی تماس گرفتند و منو به برنامه
دعوت کردنند چون خیلی دوست داشتم یک شب مهمان یک سبد ترانه
باشم اما خب به دلایلی نشد اون هفته برم آقای عزتی هم گفتند هفته ی
بعد تماس می گیرند که بگن کی برم اما حالا چند ماه که هنوز هفته ی
دیگه نیومده.حالا هم که دیگه گروه عوض شده.انگار باید از خیلی
چیزها گذشت و من گذشتم تا یکی دو ماه پیش هنوز منتظر هفته ی
دیگه بودم اما حالا دیگه نه چون..........................بماند.
^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*^*
هفته ی پیش یه پیک موتوری برام از رادیو یک سی دی آورد
که روش نوشته شده استاد خداداد فرستنده هم مشخص نیست
چه کسی هست.جالب این جاست که من آدرس خونمون رو به
کسی نداده ام که برام چیزی بفرسته نتها آدرسی که از من در
رادیو هست همین نامه هایی بوده که برای یک سبد ترانه نوشتم
و هفت شنبه و یک نامه هم برای برنامه پخش شنبه شبها.
حالا کی آدرس منو از کجا گیر آورده نمی دونم من غیر از رادیو
جوان هم با شبکه های دیگه ارتباطی ندارم.اگر سی دی مربوط
به رادیو هم بود یه چیزی اما اصلا هیچ ربطی نداره فقط در مورد
غذاها صحبت می کنه که چی بخوری چی نخوری البته خوبه اما....
ای کاش می شد پیگیری کرد اما نمی شه خرداد 86 هم کسی با من
از رادیو تماس گرفته بود و بخاطر نوشتن نامه ازم تشکر کرد اما
اسمش رو نگفت و حتی نگفت کدوم نامه با پرس و جویی که من
کردم نه از طرف برنامه یک سبد ترانه بوده نه هفت شنبه.
به قول خودشون چون هم محل بودیم نامه ی منو خونده و زنگ زده.
اما بلاخره نفهمیدم که کی بود کسی هم نمی شناسه ایشون رو با
این که من آدرس محل زندگی ایشون رو گفتم آقایX نتونستند بهم
بگن که کی بوده و اصلا براشون مهم نبود اما برای من خیلی مهم که
بدونم چه کسی زنگ می زنه و برام چیزی می فرسته.
کسی هم نیست که جواب منو بده.


خب اینم یکی از حسن های رادیو جوان دیگه که......بماند.

ای کاش کسی بود که به این مسائل رسیدگی می کرد.




