بنام خدای بخشنده
از آن روز که رفتم دلم پریشان شد
هوای برگشت کرده بود
و امانم را بریده بود
ای کاش هیچ وقت غرور نبود
باید غرور را بشکنم تا بازگردم
اگر غرور باشد دلم می شکند
باز خواهم گشت
دل تنها بهانه ای بود برای برگشت
و سلام آغاز دوباره ای برای من
سلام...
در این مدت خیلی فکر کردم با خیلی ها صحبت کردم و ازشون راهنمایی
خواستم بالاخره به این نتیجه رسیدم که ول کنم این رادیو جوان و برم این
سریال های تلویزیون رو نگاه کنم . شوخی کردم بابا اگه منم اگه این دله
ول کن این رادیو جوان نیست اگه همه بخوان مثل من فکر کنند که دیگه
کسی نمی مونه منم از خیلی چیزا گذشت کردم قراره که ما از بهتر بهترین
رو بسازیم پس چرا من رفیق نیمه راه بشم اونم من که رادیو جوان رو همه
جا تبلیغ می کنم و خیلی ها رو شنونده این شبکه کردم و بعضی ها رو هم
از طریقه رادیو جوان رادیو درمانی کردم . منی که توی مدرسه با همکاری
یکی از دوستام یک رادیو داریم چرا منی که چهار ساله شنونده پرا پا قرص
این شبکه هستم چرا باید به این راحتی همه چیز رو فراموش کنم هر چی
فکر کردم نتونستم قبول کنم که دیگه نمی تونم اصلا نشد نتونستن نداریم
از حالا شعار من اینه و این جمله است که منو نگه داشته اونم اینه که
رادیو جوان باید جهانی باشد
رسانه ی برتر باید برترین باشد
به امید خدا و یاری شما جوونای خوب این کار امکان پذیر می شه پس
یه یا علی می گیم و شروع می کنیم.
یا علی
ً*ً ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً* ًًًًًً ً* ً ً* ً ً*
چون ما کلاس های طراحی داریم و احتیاج به آرامش داریم برامون
ضبط می یارن و یک موزیک بسیار اعصاب له کن می گذارن که
ما مثلا آرامش بگیریم دو هفته پیش که برامون ضبط اوردن خدا رو
شکر کسی حاضر به گوش دادن به اون موزیک نبود منم از فرصت
استفاده کردم و زدم رادیو جوان اما یکی از هم کلاسی هام شروع کرد
به قور زدن که رادیو چیه که تو گوش می کنی و از این حرفها که منم
بهش گفتم اگه من گوش نکنم پس کی باید گوش کنه گفت پیرزن ها
اونا رادیو گوش می کنن منم گفتم اره راست می گی مثلا پیر زن ها
پنج شنبه ها هفت ترانه رو گوش می کنن و می ترکونن و می رن...
واقعا بعضی ها چه فکر هایی که در مورد رادیو نمی کنند من به این
نتیجه رسیده ام که جوونایی که رادیو رو مختص خانم و آقایون پیر
می دونند افکار محدودی دارند و ذهنشون مدام به یک سری فکر های
بی خودی که امروزه اغلب جوانان دارن محدود شده و براشون مسائل
دیگه اهمیتی نداره.به قول یکی از همین رادیو جوانی ها که می گفت
رادیو یک دانشگاه هست
درست می گفت من خودم خیلی چیزها از رادیو یاد گرفتم چقدر اطلاعاتم
رو توسط همین رادیو گسترده کردم.اما برای بعضی ها هنوز رسانه ی رادیو
جا نیافتاده و فکر می کنند که رادیو الان همون رادیویی که پدر بزرگ و مادر
بزرگشون گوش می کردن و با همون برنامه ها که حوصله ما جوونا رو سر
می بره ولی الان رادیو بر اساس میل مخاطب اصلیش که ما جوونا هستیم
برنامه می سازد خیلی ها این چیزها رو نمی دونند خب بهشون باید حق داد
همه که مثل هم نمی شن همه که خودشون سراغ یک چیزی نمی رن گاهی
باید اونا رو به طرف یک چیز کشید و جذبشون کرد که این کار رو هنوز
کسی برای رادیو انجام نداده است.وظیفه ی من که شنونده هستم و این چیزها
رو می دونم همین کار هست که تا حالا وظیفه خودم به خوبی انجام دادم و
رادیو به خصوص رادیو جوان رو تا آنجا که تونستم تبلیغ کردم و تا حدودی
که تونستم در این کار موفق باشم.اما برای جذب جوونا به رادیو باید رسانه ها
تبلیغات گسترده ای انجام دهند و جوونا رو به این سمت جذب کنند و براشون
بگن که سرگرمی های دیگری هم جز ایستادن سر کوچه و گشت زدن های
بی خودی توی اینترنت و ماهواره و... وجود دارد . ما که به تنهایی نمی تونیم
این همه جوون رو شنونده رادیو جوان کنیم احتیاج به کمک رسانه ها هم داریم.
امیدوارم که هر چه زود تر و بهتر این کار انجام بشه و مسئولان بجای این که
در این چند سال فکر کردن که چه کاری برای جوونای کشور انجام بدن بیان
کمی به رسانه ی رادیو توجه بیشتری داشته باشن و با فراهم کردن امکانات
برنامه سازان بتونن حرف دل جوونا و اون چیزی که اونا می خوان و می پسندند
رو بسازند.پس باید به فکر باشیم.












آپ بعدی گزارش و عکسهایی از مراسم سالگرد منوچهر نوذری و ادامه ی
مطلب بالا می باشد منتظر نظرات شما عزیزان هستم.















خداحافظ














