تبليغاتX
رادیویی

 

آفریننده ی عشق و وصل تویی ای خدای مهربان پس با نام تو

سلام

میخواستم وبلاگ و حذف کنم اما پشیمان شدم و تصمیم گرفتم

دوباره بنویسم.چرا حذف کنم و نمیگم اما چرا حذف نکردم و میگم.

امشب رفتم سراغ دفتری که از رادیو و برنامه های رادیو توش نوشته

بودم دفتر جالبیه پر از خاطره است از سال 20/4/1385 نوشته ام

تا 30/2/1387 که دفتر تموم شده همین طور که داشتم ورق

میزدم و میخوندم کلی خاطره برام زنده شد خاطره برنامه هایی

که خیلی وقته تموم شده.یاد اون صمیمیتی که رادیو با شنونده هاش

 داشت مدتی بود فکر میکردم این صمیمیت دیگه نیست اما

حالا به نظرم رادیو همون رادیوست با همون عوامل اگر من فکر میکردم

 مثل گذشته نیست این خودم بودم که باعث شد این صمیمیت دیگه نباشه.

درسته که خیلی از برنامه ها که ما دوست داشتیم تموم شد خیلی از گوینده ها که

دوستشون داشتیم رفتند اما این دلیل نمیشه که من شنونده

نباشم تو وبلاگ رادیوییم دیگه چیزی ننویسم و و و و خیلی چیزهای دیگر.

حالا هم برگشتم تا بنویسم مثل گذشته رادیو همان رادیوست و من همان

 شنونده جوان هستم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/04/09ساعت 3:27  توسط شنونده جوان  |